آب كشندگان . « و عيون لا ينضبها الماتحون ، و مناهل لا يغيطها الواردون ، » و چشمههايى كه فرو نمى برند آب آن را آب كشندگان ، و آبشخورها كه كم نمى گردانند آن را آيندگان بر او . « و منازل لا يضلّ نهجها المسافرون ، » و منزلى چند كه گم نمى كنند راه روشن او مسافران . استعار لفظ المنازل لمقاصد الكتاب باعتبار وقوف الأذهان عندها بعد قصدها . « و أعلام لا يعمى عنها السّائرون ، » و علمى چند است كه نابينا نمى شوند از آن سيركنندگان . « و آكام لا يجوز عنها القاصدون . » و سر عقبهاى چند كه نمى گذرند از آن قاصدان . « جعله اللّه ريّا لعطش العلماء ، و ربيعا لقلوب الفقهاء ، » گردانيده است خداى كتاب را سيرابى مر تشنگى عالمان را ، و بهارى مر قلوب فقيهان را . « و فجاج ( 1 ) لطرق الصّلحاء ، و دواء ليس بعده داء ، » و راههاى گشاده است از براى طريقهاى صالحان ، و دوايى است كه نيست بعد از او دردى . « و نورا ليس معه ظلمة ، » و روشنى است كه نيست با او تاريكى .
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 517
مساهمون: ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )
ص٥١٧
عجب نبود كه از قرآن نصيبت نيست جز نقشى * كه از خورشيد جز گرمى نبيند چشم نابينا
عروس حضرت قرآن ، نقاب آنگه براندازد * كه دار الملك ايمان را مجرّد بيند از غوغا
« و حبلا وثيقا عروته ، و معقلا منيعا ذروته ، » و بندى است كه محكم است گوشهء
هامش
( 1 ) نهج البلاغه : و محاجّ