« فشرفّوه و اتبّعوه ، و أدّوا إليه حقهّ ، و ضعوه مواضعه . » پس بزرگ داريد اسلام را و متابعت كنيد احكام او را ، و ادا كنيد به او حقّ او را ، و وضع كنيد او را در مواضع او . « ثمّ إنّ اللّه سبحانه بعث محمّدا - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بالحقّ حين دنا من الدّنيا الإنقطاع ، و أقبل من الآخرة الإطّلاع ، » باز ، بدرستى كه خداى سبحانه بعث فرمود محمّد را - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به حقّ و راستى ، در حينى كه نزديك شده بود به دنيا منقطع شدن ، و رو كرده بود از آخرت طالع شدن . « و أظلمت بهجتها بعد إشراق ، و قامت بأهلها على ساق ، » و تاريك شده بود خوبى او بعد از روشن و تابان شدن ، و قائم شده بود به اهل خود بر ساق شدّت و سختى . « و خشن منها مهاد ، و ازف منها قياد ، » و زشت شده بود از دنيا بستر ، و نزديك شده بود از او رسن بستن ستور ( 1 ) را و كشيدن جهت ، رحيل القياد حبل يقاد به الدابّة ، أى دنا منها قيادها للرحيل . « فى انقطاع من مدّتها ، و اقتراب من أشراطها ، » در منقطع شدن از مدّت او ، و نزديك شدن از نشانههاى قيامت او ، « و تصرّم من أهلها ، و انفصام من خلقتها ، » ( 2 ) و بريدن شدن از اهل او ، و شكسته شدن از خلقت او . « و انتشار من سببها و عفاء من أعلامها ، و تكشّف من عوراتها ، قصر من طولها . » و پراكنده شدن از رسن او ، و مندرس شدن ( 3 ) از نشانههاى او ، و هويدا شدن از عيبهاى او ، و كوتاه شدن از درازى او . « و جعله اللّه - سبحانه - بلاغا لرسالته ، و كرامة لأمتّه ، و ربيعا لأهل زمانه ، و
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 514
مساهمون: ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )
ص٥١٤
هامش
( 1 ) رسن بستن ستور : كشيدن و بستن مهار و افسار چارپايان
( 2 ) نهج البلاغه : حلقتها .
( 3 ) رسن : مهار ، ريسمان ، مندرس : ناپديد