تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥

رفعة لأعوانه ، و شرفا لأنصاره . » گردانيد او را - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - خداى سبحانه از براى رسانيدن پيغام او ، و عزيز داشتن امّت او ، و بهارى مر اهل زمان او ، و رفعتى مر معاونان او را ، و شرفى مر نصرت دهندگان او را . « ثمّ أنزل عليه الكتاب نورا لا تطفاء مصابيحه ، و سراجا لا يخبو توقدّه ، » باز ، فرو فرستاد بر او - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - كتاب را نورى كه فرو نمى نشيند چراغهاى او ، و چراغى است كه فرو نمى ميرد افروختن او . « و بحرا لا يدرك قعره ، و منهاجا لا يضلّ نهجه ، و سراجا ( 1 ) لا يظلم ضوءه ، » و دريايى كه يافت نمى شود پايان او ، و راه گشاده‌اى كه گم نمى شود طرق او ، و چراغى كه تاريك نمى گردد روشنى او . شعر :

صفت لطف و عزّت قرآن * هست بحر محيط عالم جان قعر او پر ز درّ و پر گوهر * ساحلش پر ز عود و پر عنبر زوست از بهر باطن و ظاهر * منشعب علم اوّل و آخر پاك شو تا معانى مكنون * آيد از پنجرهء حروف بيرون

« و فرقانا لا يخمد برهانه ، و بنيانا ( 2 ) لا تهدم أركانه ، » و فرق كنندهء ميان حقّ و باطل كه فرو نمى نشيند آتش برهان و بيان او ، و بنايى افراشته كه ويران نمى گردد جدران او . « و شفاء لا تخشى أسقامه ، » و شفا از مرض جهل كه ترسيده نمى شوند از بيماريهاى او .

آيت او شفاى جان تقى * رايتش درد و اندهان شقى
« و عزّا لا تهزم أنصاره ، » و عزّتى است كه به هزيمت نمى روند نصرت دهندگان
هامش
( 1 ) نهج البلاغه : و شعاعا .
( 2 ) همان : و تبيانا