است در او طلب عتبى ( 1 ) و رجوع به حقّ تعالى به امهال ( 2 ) و فراغت بال . « و الصّحف منشورة ، و الأقلام جارية ، » و نامهء اعمال باز كردهاند ، و قلمهاى كرام الكاتبين به اعمال ما روان است . « و الأبدان صحيحة و الألسن مطلقة ، و التّوبة مسموعة ، و الأعمال مقبولة . » و بدنها صحيح است و قادر بر عمل ، و زبانها گويا و روان به ذكر مولى ، و توبه مستجاب است ، و عملها مقبول ( 3 ) . مولانا ( 4 ) :
زمين و آب دارى دانه درپاش * بكن دهقانى و اين كار را باش
نكو كن كشته را از وعدهء من * اگر بد آيدت در عهدهء من
اگر اين كشت ورزى را نورزى * در آن عالم به نيم ارزن نيرزى
هين تجارت كن در اين بازار تو * صد هزاران گل بر آر از خار تو
آن يكى دانه كه كارى صد هزار * دانه برگيرى ز فضل كردگار
خود شمار آنجا بود كآخر بود * بى شمار است آن طرف كه بر بود
هامش
( 1 ) حاشيهء مج و دا : العتبى ، اسم من الإعتاب و هو الإرضاء . ( منه ) - عتبى : خوشنودى و رضا
( 2 ) امهال : فرصت .
( 3 ) دا : است
( 4 ) مج : ( مولانا ) محذوف بجاى آن « شعر »