هدايت ، و زبانهاى گنگ از تكلّم به كلمهء خير .
در علاجش سحر مطلق بين عيان * در مزاجش قدرت حق بين عيان
« متتبّع بدوائه مواضع الغفلة و مواطن الحيرة ، » تتبع ّكننده به دواى خويش موضعهاى غفلت از حقّ تعالى ، و محلهاى حيرت در دين .
از كرم نز هوا و نز هوسى * مهربانتر ز توست بر تو بسى
دل پر درد را كه نيرو نيست * هيچ تيمار دار چون او نيست
بر تو از نفس تو رحيم تر است * در شفاعت از آن كريم تر است
تا مرا دانش است و دين دارم * دامنش را ز دست نگذارم
بدان كه حقّ - سبحانه و تعالى - همچنان كه به محض قدرت شامله و حكمت كامله ، اغذيه و ادويه را هر يك خاصيتى بخشيده ، در هر عملى از اعمال و هر حركت از حركات ، خاصيتى مودّع فرمود كه بعضى در نشئهء عقبا ظاهر مى گردد ، و همچنان كه اطبّا را براى بيان خواصّ اغذيه و ادويه خلق فرموده ، انبيا را براى خواصّ اعمال بعث فرموده . پس انبيا ، اطبّاى نفوسند ، و مداوات به مباشرت اعمال صالحه و اكتساب عقايد حقهّ و تحرّز از اعمال سيئّه و تجنّب از عقايد خبيثه مى نمايند تا به سعادت ابدى و سيادت سرمدى فايز گردند .
نظامى :
كوش تا ملك سرمدى پايى * وين ز دين محمّدى يا بى
« لم يستضيئوا بأضواء الحكمة ، و لم يقدحوا بزناد العلوم الثّاقبة ، » روشنى نجستند به انوار حكمت ، و آتش نزدند به آتش زنهء علوم واضحه .
استعار لفظ الزّناد للكفر ، و وصف القدح لاكتساب العلم به .
« فهم فى ذلك » پس ايشان در عدم استضائه به اضواى حكمت و عدم اكتساب علوم دينيه ، « كالأنعام السّائمة ، » همچون حيوانات چرندهاند در علفزار دنيا ، بى خبر از آخرت ، « و الصّخور القاسية . » و سنگهاى سخت در عدم انفعال از مواعظ .