تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠

ديده‌ايد از كشتيگاههاى ( 1 ) زمانهاى پيش از شما . « قد تزايلت أوصالهم ، و زالت أسماعهم و أبصارهم ، و ذهب شرفهم و عزّهم ، و انقطع سرورهم و نعيمهم ، » بدرستى كه منقطع شد مواصلتهاى ايشان ، و زايل شد سمعها و بصرهاى ايشان ، و رفت شرافت و عزّت ايشان ، و منقطع شد شادمانيها و تنعّمات ايشان . شعر :

گر همه دنيا مسلّم آيدت * كم شود تا چشم برهم آيدت اى سراى و باغ تو زندان تو * خان و مان تو بلاى جان تو

« فبدّلوا بقرب الأولاد فقدها ، و بصحبة الأزواج مفارقتها . لا يتفاخرون ، و لا يتناسلون ، و لا يتزاورون ، و لا يتحاورون . » پس تبديل كردند ايشان را قرب اولاد به نايافتن آن ، و صحبت ازواج به مفارقت و جدايى . تفاخر بر يكديگر نمى كنند ، و نسل پيدا نمى كنند ، و زيارت همديگر نمى كنند ، و جواب سخن يكديگر باز نمى دهند . ( 2 ) « فاحذروا ، عباد اللّه ، حذر الغالب لنفسه ، المانع لشهوته ، النّاظر بعقله ، فإنّ الأمر واضح ، و العلم قائم ، و الطّريق جدد و السّبيل قصد . » پس حذر كنيد ، اى بندگان خداى حذر كسى كه غلبه كند به نفس اماّرهء خود ، و مانع باشد خواهش نفس را ، و ناظر باشد به ديدهء عقل مقابح ( 3 ) شهوت خود را . پس بدرستى كه امر خير و شرّ روشن است عاقل را ، و علم دين الهى يعنى كتاب اللّه قائم است ، و راه شريعت هامون است ، و سبيل سعادت آسان و سهل .

هامش
( 1 ) مصارع به دو معنى : كشتيگاه و كشتنگاه است ، برخى از مترجمين و شارحين نهج البلاغه معناى دوم را در ترجمهء اين عبارت منظور نموده و برخى ديگر همچون مؤلّف همين شرح ، معنى اوّل را لحاظ نموده‌اند .
( 2 ) دا : به آن نمى دهند .
( 3 ) دا : مقامج