تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
« و البرهان الجلىّ ، و المنهاج البادى ، و الكتاب الهادى . » بعث كرد او را به حجّت و معجزات ظاهره ، و طريق شريعت واضحهء سمحه بيضا ، و كتاب راه نماينده . حديقه :
از گريبان بعث ، سر بر كرد * دامن شرع ، پر ز گوهر كرد منهج صدق ، در دو ابرو داشت * منبع رعب ، در دو بازو داشت برده تا بام آسمان رختش * سايهء بخت و پايهء تختش
« اسرته خير أسرة ، و شجرته خير شجرة ، أغصانها معتدلة ، و ثمارها متهدّلة . » خويشان و اهل او بهترين خويشان اند ، و اصل او - يعنى قريش - بهترين اصول ، شاخه‌هاى شجرهء او معتدل و راست است ، و ميوه‌هاى او فرو هشته و سهل الانتفاع . « مولده بمكّة ، » محلّ ولادت او مكهّء مكرمّه بود . شعر : ( 1 )
قطب اصل او بود پيدا و نهان * سر از آن بر كرد از ناف جهان
« و هجرته بطيبة » و هجرت او به مدينهء طيبّه . شعر :
مكهّ از مولدش معطّر شد * يثرب از مرقدش معنبر شد

« علا بها ذكره و امتدّ منها صوته . » بلند شد به طيبّه ذكر او و منتشر شد از آنجا آوازهء دعوت او . « أرسله بحجّة كافية ، و موعظة شافية ، و دعوة متلافية . » فرستاد او را به حجّت كفايت كننده ، و موعظهء شفا دهنده از مرض جهل و ضلالت ، و دعوت بازيافته جميع خلق . وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ( 2 ) .

هامش
( 1 ) مج : لفظ « شعر » محذوف .
( 2 ) الإسراء : 82