« رهّب فأبلغ ، و رغّب فأسبغ ، و وصف لكم الدّنيا و انقطاعها ، و زوالها و انتقالها . » ترهيب و تخويف كرد پس مبالغه كرد در آن ، و ترغيب و تشعيف ( 1 ) كرد پس تمام گردانيد آن را ، و صفت كرد از براى شما دنيا را و انقطاع او ، و زوال او و انتقال او . « فأعرضوا عمّا يعجبك منها ( 2 ) لقلّة ما يصحبكم منها . » پس اعراض كنيد از آنچه به عجب مى آورد شما را در دنيا از براى كمى مصاحبت شما از او . « أقرب دار من سخط اللّه ، و أبعدها من رضوان اللّه » نزديكترين خانهاى است به سخط و خشم خداى تعالى ، و دورترين خانهاى است از خشنودى خداى . « فغضّوا عنكم عباد اللّه غمومها و أشغالها ، لما قد أيقنتم به من فراقها و تصرّف حالاتها . » پس بازگردانيد از خويش ، اى بندگان خداى غمهاى پراكندهء دنيا و شغلهاى ضايع دنيا ، چه بدرستى كه يقين داريد به آن از فراق او و گرديدن احوال او . « فاحذروها حذر الشّفيق النّاصح ، و المجدّ الكادح . » پس حذر كنيد از او حذر كردن مشفق خيرخواه ، و سعى كننده در عمل خير . « و اعتبروا بما قد رأيتم من مصارع القرون قبلكم . » و اعتبار گيريد به آنچه بتحقيق
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 439
مساهمون: ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )
ص٤٣٩
« و أسترشده السّبيل المؤدّية إلى جنتّه ، القاصدة إلى محلّ رغبته . » و طلب مى كنم راه صواب رساننده به بهشت او ، قصدكننده به محلّ رغبت حضرت او .
« اوصيكم ، عباد اللّه ، بتقوى اللّه و طاعته ، فإنّها النّجاة غدا ، و المنجاة أبدا . » وصيّت مى كنم شما را ، اى بندگان خداى به پرهيزكارى از خدا و فرمانبردارى او ، پس بدرستى كه طاعت او امروز رستگارى فردا است ، و محلّ رستگارى است ابدا .
شعر :
دست در تقوا زن و آزاد باش * ور در آتش مى روى دلشاد باش
هامش
( 1 ) دا : ( تشعيف ) محذوف .
( 2 ) نهج البلاغه : يعجبكم فيها