اين معنى كه شيخ - قدّس سرهّ - مى فرمايد ، بسيار مناسب است با آيهء سابق إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ يعنى بدرستى كه آن كسانى كه ندا مى كنند تو را ، و طلب شرف حضور تو مى نمايند از وراى حجرات طبايع كه چهار ديوار ، حدود اربعهء آن است ، أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ ( 1 ) در نمى يابند كه امرى است مستحيل الحصول .
هر كه او اينجا رسد سر گم كند * چار حدّ خويش را در گم كند
وَ لَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا و اگر چنانچه حبس نفس خود از مقتضيات طبيعت كنند ( 2 ) ، و صبر كنند بر فرمانبردارى آنچه تو ايشان را فرمودهاى تا به متابعت تو پاك شوند از آلايش نفس و طبيعت حَتّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ تا تو ايشان را به نور حضور مشرّف سازى ، لَكانَ خَيْراً لَهُمْ ( 3 ) هر آينه خير ايشان باشد . قاسم :
تو ساقى حقّى كه جان و جهان را * ز فيض تو باشد شراب معانى
امانت ديارى شريعت دثارى ( 4 ) * طريقت تو دارى حقيقت تو دانى
تو سلطان جودى و شاه وجودى * به نور جبين رهبر كاروانى
به نور هدايت چراغ زمينى * به رفعت فزونتر ز هفت آسمانى
جميلى جزيلى كريمى كفيلى * تو را قاسمى بندهء جاودانى
عطّار :
پاك گرد از هستى ذات و صفات * تا بيابى هم طهارت هم نجات
ز ان كه گر يك ذرهّ هستى در ره است * در حقيقت بت پرستى در ره است
گر ز ذات خود فنا بايد تو را * نور جان مصطفى بايد تو را
هامش
( 1 ) الحجرات : 4 .
( 2 ) دا : بكنند
( 3 ) الحجرات : 5
( 4 ) دثار : جامهء زير ملاصق بر بدن ( ضدّ شعار كه جامهء رو است ) .