ز شاهان پاسبانى خود ظريف و طرفه مى آيد * چنان خود را خلق كرده كه نشناسى كه آنستى
قال تعالى ( 1 ) : وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ يعنى تلقّف من الحقّ كفاحا ، سخن گرفت از حقّ به مواجهه و معاينه . در تفسير عرايس است كه « روح آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - حاضر مشاهد است در جميع انفاس ، و در قرب القرب مىشود از حقّ كلام ازلى بر وفق موارد شرع و حقيقت بلا واسطه . ألا ترى كيف قال : ( 2 ) وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ ابو بكر بن طاهر گويد : يعنى بدرستى كه تو مى گيرى كلام را از حقّ تعالى حقيقة ، و اگر چه به حسب ظاهر از واسطهء جبرئيل است . قال اللّه ( 3 ) : الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ ، و قال : إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ . » مولانا :
مصطفايى كو كه جسمش جان بود * تا كه رحمان علّم القرآن بود
ديگران را گفته علّم بالقلم * واسطه افراشت از بذل و كرم
چه آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بى واسطهء جبرئيل به نشئهء روحيه ، امر به استماع كلام الهى به گوش بى گوش مى نمايد با وصف وحدت كلام ، معرّا از تعدّد و تكثّر و تقدّم و تأخّر كلمات و حروف .
مولانا :
زير و بالا ، پيش و پس ، وصف تن است * ديدن ارواح ، ديگر ديدن است
چون لطيفهء قلبيه برزخى است جامع نشأتين و حائز وجهتين روحيه و نفسيه ، غيبيه و شهاديه - چه او را هم از تجرّد اثر است و هم از تجسّم ، و هم از حدوث خبر
هامش
( 1 ) النمل : 6 .
( 2 ) همان
( 3 ) الرحمن : 2 - 1