و قادر إذ لا مقدور . » يعنى آن كس كه وصف او كرد ، پس بدرستى كه تحديد او كرد به تعيين آن وصف ، و آن كس كه تحديد او كرد ، پس بدرستى كه تعديد كرد به حدّ و محدود ، و هر كس كه تعديد او كرد ، پس بدرستى كه باطل كرد قدم او را ، و آن كس كه گفت « كيف » در شأن او ، بدرستى كه وصف كرد او را ، و آن كس گفت « أين » پس بدرستى كه اثبات مكانى كرد او را . او عالم است پيش از آنكه معلومى باشد ، و پروردگار است پيش از آنكه مربوبى باشد ، و توانا است پيش از آنكه مقدورى باشد .
و قد مرّت الإشارة إلى هذه الصفات و تفاصيلها فى الخطبة الأولى . ( 1 )
هامش
( 1 ) در دو نسخهء « مج » و « دا » با افزودن عبارت : « و الحمد للهّ حقّ حمده و الصلاة على محمّد و علىّ و آلهما المعصومين » مباحث باب اوّل در همين جا خاتمه يافته ، در حالى كه در نسخهء « مر » شرح و تفسير چند خطبهء ديگر كه با باب اوّل كتاب مرتبطند ، به مباحث اين باب افزوده شده كه بررسى آن خطبهها از صفحهء بعد تا پايان باب اوّل نقل مى گردد .