تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠

اتّحاد و عدم تميّز در تعيّن اوّل . چه همچنان چه اعيان حقايق اشيا است ، شئون حقايق اعيان است ، و اين قرب ذاتى است حقّ تعالى را با اشيا . پس معنى قوله - عليه السلام - : « فلا شيء أقرب منه » ، أى لا شيء أقرب منه إلينا حتّى أنفسنا . « فلا استعلاؤه باعده عن شيء من خلقه ، و لا قربهم ( 1 ) ساواهم فى المكان به . » پس نه كمال علوّ رتبهء او بعيد كرده او را از چيزى از خلق او ، و نه كمال قرب او با خلق مساوى كرده ايشان را در مكان با او . از براى آنكه قرب حقّ تعالى با موجودات ، قرب ذاتى است نه مكانى ، و جميع موجودات در اين قرب مساويند ، همچون نقطهء حقيقيهء غير منقسمة العين منقسمة الحكم واقع در مركز دايره ، چه هر نقطه از نقاط دايره را وجهى خاصّ ممتاز از وجوه ساير نقاط هست با مركز ، و همچنين نقطهء مركزيه را با هر يك از نقاط وجهى خاصّ است حكمى لا عينى ، و فنا عبارت است از استهلاك در آن وجه خاصّ ، و فيضى كه از آن وجه به دل رسد در او واسطه نباشد ، و اوّليات خواطر مستند به اين وجه بود ، و حقّ تعالى عالم به جزئيات است به وجهى جزئى از اين وجه ، و چون حكما منكر اين وجه‌اند مى گويند كه حقّ تعالى عالم به جزئيات نيست الّا به وجه كلّى ، تعالى اللّه عن ذلك ( 2 ) و همچنين است كلام در استعلاى حقّ تعالى ، چه همچنان چه قرب حقّ تعالى با خلق ، سبب مساوات در مكان نمى شود ، استعلاى او موجب بعد از خلق نمى گردد . از براى آنكه علوّ حقّ تعالى ذاتى است و استعلايى كه سبب مباعدهء مستعلى مى گردد از غير ، آن از لوازم علوّ اضافى است ، و آن يا به حسب مكان است يا به حسب مكانت و منزلت . پس استعلاى به حسب مكان ، سبب ابعاد از مكان غير مىشود ، و استعلاى به حسب مكانت موجب بعد مستعلى است از مرتبهء غير . امّا استعلاى حقّ - جلّ و علا - نه مكانى است و نه مكانتى ، استعلاى ذاتى است .

هامش
( 1 ) نهج البلاغه : و لا قربه
( 2 ) مج ، دا : از عبارت ( و فنا عبارت از . . . ) تا همين عبارت محذوف