تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
لا يتجلّى فى صورة مرّتين و لا فى صورة اثنين ، همچنين ظاهر غير روح نيست به صورت و هيكل بدنى و پيكر هيولانى و لا يظهر فى بدن مرّتين و لا فى بدن اثنين دائما أبدا دنيا و آخرة . چه جميع اجزا و قوا و اعضاى انسان صور معانى و شئون مندمجه در احديت روحى اند . عطّار :
ذات جان را معنى بسيار هست * ليك تا نقد تو گردد كار هست
نقود غير متناهيه دارد ، و إلى الأبد در ظهورات لا يتجلّى فى صورة مرّتين است ، و تمام اين صور غير متناهيه ، ظهورات آن معانى مندمجه در ذات روح است . از اينجا متفطّن شو به آنچه فريد المحقّقين - قدّس سرهّ - اشاره به آن فرموده در بيت مذكور :
همه جسم تو هم مى دان كه معنى است * كه جسم آنجا نمايد ز ان كه دنيى است
رباعى :
چون اصل اصول هست در نقطهء جان * نقش دو جهان ز جان توان ديد عيان هر چيز كه ديده‌اى تو پيدا و نهان * در ديدهء توست آن ، نه در عين جهان
رباعى : ( 1 )
كردم ورق وجود تو با تو بيان * تا كى باشى در ورق سود و زيان
هامش
( 1 ) دا : ( رباعى ) محذوف