تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
حكمت در آنكه قالب انسان از اسفل سافلين باشد و روحش از اعلى علّيين آن است كه چون انسان بار امانت خواهد كشيد ، مى بايد كه قوّت هر دو عالم به كمال ، او را باشد . مولانا :
تو به تن حيوان ، به جانى از ملك * تا روى هم بر زمين هم بر فلك

مى بايد كه در دو عالم هيچ چيز به قوّت او نباشد تا تحمّل بار امانت را بشايد ، و آن قوّت از راه صفات مى بايد نه از راه صورت . لاجرم آن قوّت كه روح انسان دارد چون از اعلى علّيّين است ، هيچ چيز ندارد در عالم ارواح از ملك و شيطان و غير آن ، و آن قوّت كه نفس انسان راست چون از اسفل سافلين است ، هيچ چيز را نيست در عالم نفوس ، نه بهائم را و نه سباع را و نه غير آن . سهل عبد اللّه - رحمه اللّه - گفته است : « للنفس سرّ ، و ما ظهر ذلك السرّ على أحد إلّا على فرعون حيث قال : أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى ( 1 ) ، و لها سبع حجب سماوية و سبع حجب أرضية . فكلّما يدفن العبد نفسه أرضا سما قلبه سماء . فإذا دفنت النفس تحت الثرى وصل القلب إلى العرش . » مولانا : صورت نفس ار بجويى اى پسر قصهّء دوزخ بخوان با هفت در

هر نفس مكرى و در هر مكر از آن * غرقه صد فرعون با فرعونيان در خداى موسى و موسى گريز * آب ايمان را ز فرعونى مريز دست را اندر احد و احمد بزن * اى برادر وا ره ( 2 ) از بو جهل تن

قال على - عليه الصلاة و السلام - : ( 3 ) « و ما أنا و نفسى إلّا كراعى غنم ، كلّما ضمّها من جانب انتشرت من جانب . » چه صفت بوقلمون دارد ، دم به دم رنگى نمايد و لحظه فلحظه به شكلى ديگر برآيد ، هر ساعت نقشى ديگر بر آب زند ، و هر نفس

هامش
( 1 ) النازعات : 24 .
( 2 ) وارهانيدن : آزاد كردن ، خلاص كردن
( 3 ) « ما أنتم إلّا كإبل ظلّ رعاتها ، فكلّما جمعت من جانب انتشرت من جانب » . بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 334
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 281 | ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )