تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧

در كتاب مرصاد العباد است كه ( 1 ) « حقّ تعالى راهى از ملكوت ارواح به دل بنده گشاده است ، و از دل راهى به نفس نهاده ، و از نفس راهى به صورت قالب كرده ، تا هر مدد فيض كه از عالم غيب به روح مى رسد و از روح به دل مى رسد و از دل نصيبى به نفس مى رسد و از نفس اثرى به قالب رسد ، بر قالب عمل ( 2 ) مناسب آن پديد آيد ، و اگر به صورت عمل فاسد ظلمانى شيطانى ( 3 ) پديد آيد ، اثر آن ظلمت به نفس رسد ( 4 ) و از نفس كدورتى به دل پديد آيد ( 5 ) ، و از دل غشاوتى به روح رسد ، و نورانيت روح در حجاب كند ، همچون هاله كه به گرد ماه در آيد ، و به قدر حجاب و رقّت و غلظ آن راه ، روح به ( 6 ) غيب بسته شود تا از مطالعهء آن راه باز ماند ، و مدد فيض به دو كمتر رسد ، و اين جمله چون طلسمى است كه خداى تعالى به يكديگر بسته است از روحانى و جسمانى . » عطّار :

تو گنجى ليك در بند طلسمى * تو جانى ليك در زندان جسمى طلسم و بند نيرنجات بشكن * در دهليز موجودات بشكن

« و كليد طلسم گشاى ، شريعت است ( 7 ) ، و شريعت را ظاهرى است و باطنى . ظاهر آن ، اعمال بدنى كه كليد طلسم ( 8 ) صورت قالب آمد ، و كليد ( 9 ) را پنج دندانه است . زيرا كه طلسم صورت قالب را به پنج بند حواسّ بسته‌اند ، به كليد پنج دندانهء « بنى الإسلام على خمس » ( 10 ) توان گشود ، و باطن شريعت ، اعمال قلبى و سرّى و روحى است و آن را طريقت خوانند ، و آن كليد طلسم گشا ، انبيا از جانب حقّ تعالى از براى امّت آورده‌اند . » قال اللّه تعالى : ( 11 ) كانَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ

هامش
( 1 ) مرصاد العباد ، چاپ رياحى ، ص 161 .
( 2 ) همان : عملى
( 3 ) همان : و اگر به صورت قالب ، عملى ظلمانى نفسانى
( 4 ) مج : آيد .
( 5 ) مرصاد العباد : رسد
( 6 ) همان : و به قدر آن حجاب راه روح به عالم .
( 7 ) همان : آن شريعت كرده
( 8 ) همان : طلسم گشاى .
( 9 ) همان : و آن كليد
( 10 ) بحار الأنوار ، ج 65 ، ص 329
( 11 ) البقرة : 213