عقل كامل را قرين كن با خرد * تا كه باز آيد خرد زين خوى بد
آنچه حضرت شيخ العارفين - قدّس سرهّ - اشاره بدان مى فرمايد ، تصريح و توضيحش آن است كه همچنان چه انسان را حالتى هست مزاجى كه اعتدالش مستلزم صحّت بدن است و سلامت حواسّ و قوا ، و استقامت صدور افعال و آثار از جوارح و اعضا ، و انحرافش از سمت اعتدال موجب عروض اسقام و آلام ، همچنين روح انسانى را نيز حالتى هست اصلى فطرى الهى الذى فطر الناس عليها ، و « كلّ مولد ( 1 ) يولد على الفطرة » از لسان نبوّت ، اشارت بر آن است كه به آن صفاى فطرى ذاتى در موطن « الست » كلام حقّ تعالى به مشافهه شنيده . عطّار :
حيات اى دوست تو بر تو فتادست * بهر تويى بر او نوعى نهادست
حيات لعب و لهوست آنچه ديدى * حيات طيبّه نامى شنيدى
الست آنگه كه بشنودى چه بودى * نبوده بود بودى كان شنودى
حياتى داشتى آنگه كنون هم * ببين كين دو حياتت هست چون هم
آن ذرّات قدسية الذوات به واسطهء تقلّبات در اصلاب و انتقالات به ارحام تا ظهور در اين موطن سفليهء دنيويه ، محتجب شدند به حكمت از قدرت و به عالم شهادت از عالم غيب . زيرا كه احكام مواطن و آثار آن متخالف است و متناقض ، و مشاغل هر موطن از ديگر مواطن شاغل و عاطل . حافظ :
هامش
( 1 ) دا : مولود ، « كلّ مولود يولد على فطرة الاسلام » بحار الانوار : ج 58 ، ص 187