الجمهور فى الآخرة بما جرى عليهم من المعصية فى الدنيا ، و هذا خاصية ( 1 ) له ، لأنّ عقوبة الدنيا أهون . » « فاغترهّ عدوهّ إبليس ( 2 ) نفاسة عليه بدار المقام ، و موافقة ( 3 ) الأبرار » پس فريب داد او را دشمن او ابليس از حسدى كه بر او داشت ، و به دار مقام او - يعنى بهشت - و رفاقت او با ابرار از ملائك كرام ، كما حكى اللّه تعالى عنه بقوله : ( 4 ) « فوسوس إليه الشّيطان » و الوسوسة : إلقاء ما يتوهّم نافعا إلى النفس ممّا يخالف أوامر اللّه تعالى و تزيينه لها ذلك . مولانا :
هر كه دور از رحمت رحمان بود * او گدا چشم است اگر سلطان بود
تو حسودى كز فلان من كمترم * مى فزايد كمترى در اخترم
خود حسد نقصان و عيبى ديگرست * بلكه از جمله بديها بدترست
خاك شو مردان حق را زير پا * خاك بر سر كن حسد را همچو ما ( 5 ) آن بليس از ننگ و عار كمترى * خويشتن انداخت در صد ابترى
از حسد مى خواست تا بالا شود * خود چه بالا بلكه خون پالا شود
چون كنى بر بى حسد مكر و حسد * ز آن حسد دل را تباهيها رسد
آن ابو جهل از محمّد ننگ داشت * وز حسد خود را به بالا مى فراشت
بو الحكم نامش بد و بو جهل شد * اى بسا اهل از حسد نااهل شد
ز آنكه هر بدبخت خرمن سوخته * مى نخواهد شمع كس افروخته
بعضى گفتهاند كه سبب عداوت ابليس حسد او بود به جميع آنچه خداى تعالى آدم را به آن گرامى داشته بود ، از اسجاد ملائكه و تعليم كلّ اسما و اسكان در جنّت كه در اين محلّ معبّر به نفاست است ، و اصل معنى نفاست ، بخل است .
هامش
( 1 ) مج : خاصة .
( 2 ) نهج البلاغه : ( ابليس ) محذوف
( 3 ) همان : مرافقة .
( 4 ) طه : 120
( 5 ) دا ، مج : ابيات 2 ، 3 و 4 محذوف