بد و خوب
اى دوست به خود هر آنچه بد مى دانى * ميدان كه بد است برد گر انسانى
گر مرد نكويى بخلايق خواهان * آن باش كه بر خويش همان خواهانى
كفا ادبا لنفسك اجتناب ( إلخ ) بس است آنچه را بر خويشتن آراستى و نكو خواستى و آنچه را كه به ديگران بد نمى دانى و خويش از آن دورى مى كنى بر مردمان و خداوند دشمنى ، و تو اى خردمند و عاقل آنچه را كه به خود نمى پسندى بر ديگران نيز مپسند ، همانا كه زشت است براى تو بر ديگران نيز زشت و ناپسند است و دور از خوى انسانى است كه نكوها را به خود نسبت داده و خواهان شوى و چون بدى و ناپسند را از براى ديگران بدانى كه خداوند بر چنين كسانى رحمت نياورد زيرا از كفارند و ظالم كه بر حق ديگران ظلم روا دارند و عذابشان به مقدار ظالمان و ستمكاران است و آتش دوزخ از او دور نخواهد بود .
پس : آنان كه خواستار نكو بر خود و بد را از خويش ميرانند بايد بدانند كه بد تنها براى او بد نيست بلكه بر تمام انسانها بد است و كسى خواهان آن نباشد ، و مؤمن و پارسا آن عدهاند كه آنچه بخلايق خواهان شدند همان را بر خويش خواهان باشند و چون نيك و خوب را از براى خود مى خواهند براى ديگران نيز بخواهند .