شوخى
اى مرد خرد ز شوخى بنما پرهيز * هر جا كه سخن ز شوخى آيد بگريز
شوخى كند آنكه ناقص عقل بود * راهيست كه پايان بودش جنگ و ستيز
ما مزح امرو مزحتة ( إلخ ) شوخى نكند مرد از هر نوع آن مگر آنكه قسمتى از عقل خويش را رها نموده باشد و خردمندان بپرهيزند از شوخى اى كه زيان ببار آورد ، اگر چه بيشتر و بلكه تمام شوخى ها ابتدايى نيك و خوش آيند دارند ولى عاقبتش بد فرجام و نابود كننده است و خردمند آن كسى است كه بايد به انتهاى كار بنگرد و آن كس كه شوخى كند خردش ناقص بوده و ابله است همانا كه با آبروى خويش ببازى مشغول است و خود را سبك گرداند ، همانند عقل خويش كه ببازى گرفته است و بر اوست تباهى و ندامت و بد فرجامى كه تباهى اش كينه و از كينه دشمنى ببار آيد و خداوند كينه جويان را دوست نمى دارد .
پس : اى خردمند و عاقل از شوخى و مزاح بپرهيز و دورى جوى و حتى در هر جايى كه سخن از شوخى بميان آمد خود را برهان و بگريز كه شوخى كننده ناقص عقل است و راى خويش را ببازى گرفته كه فرجام آن را ننگريسته است و چون به انتهاى عمل خويش بنگرد نابودى و كينه و دشمنى و جنگ و ستيز را مى نگرد و از آن دورى مى جويد .