علم و دنيا
خواهان جهان در پى دارائى و مال * هرگز نرود برون ز وى فكر و خيال
خواهانى دگر رود پى علم و كمال * اندر پى علم مى رود تا به محال
منهومان لا يشبعان ، ( إلخ ) دو خورندهاند كه سير نمى شوند ، خواهان علم و خواهان دنيا زيرا آنكه جوينده و خواهان علم باشد ، پس هر چه بر او آشكار گردد تحقيق او بيشتر شود و در مجهولات پيش رود تا به كشف تازهترى برسد و مجهول و بن بست را بشكند و خواهان دنيا كه هر چه بر دارايى او افزوده شود طمع داشتن بيشتر در او زنده گشته و هر آن در فكر بدست آوردن از تازه ترين و بهترين و بيشترين مال مى گردد و خردمند از پى كام دل نرود و خام نگردد و جوياى نام نيك گشته و بسوى دانش و علم مى رود كه بر دانستن و علمش افزوده گشته و نيز درستكار و راستگو و با ايمان شود و خداوند او را دوست مى دارد و او را از آتش دوزخ برى دارد .
پس : خواهان دنيا در پى مال و ثروت روند و هيچ از فكر و خيال داشتن بيرون نيايند و هميشه در آن فكرند كه چگونه بيشتر