جان و مال
آن كس كه سلامتى و ثروت آورد بدست * دلگرم بر اين دو گر شود بى خرد است
هر چند مراقبت ازين دو واجب * از دست رود هر دو ، نبايد دل بست
لا ينبغي للعبدان يثق ، ( إلخ ) سزاوار و شايسته نباشد كه بشر به دو چيز دل گرم باشد ، كه آن دو ثروت و تندرستى است ، چنان كه امكان آن باشد كه تندرست بناگاه بيمار گردد و از بيمارى ، دايم برنجورى افتد ، و غنى را نيز دلگرمى شايسته نيست بر ثروتش زيرا امكان زيان باشد ( بعناوين مختلف ) كه فقير و بى چيز گردد آن دارندهاى كه مى نازد بر ثروتش حال چه در ورشكستگى و چه غارتگر او را نابود سازد نيز خردمند بر اين دو دل نبندد همانا ميداند از دست خواهد رفت و فقط بايد دانست كه در نگهدارى و مراقبت مال و احتياط در تندرستى لازم و ضرورى است نه آنكه بر اين دو دل بسته و بنازد بر اين دو كه فنا كننده است .
پس : آن كس كه سلامتى را دلگرم شد و آن كسى كه ثروت را بر خويش بنازد بى خرد است ، چنان كه دل گرم شدن بر اين دو راه نابودى را در پيش گرفتن است و خردمند و عاقل كسى باشد كه فقط محافظ اين دو باشد نه آنكه دل ببندد بر مال و جان ، كه ميداند چون شيشه ايست سلامتى و ثروت نزديك سنگ فنا كه بآنى از دست خواهد رفت .