تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

عيب جوئى

آنان كه ز عيب ديگران مى گويند * چون عيب ز كرده خدا مى جويند مؤمن نكند عيب خدا داد بيان * راهى كه پسنديده بود مى پويند
اكبر العيب ان تعيب ما فيك مثله ، ( إلخ ) بزرگترين عيب و زشتى آن است كه عيب بدانى صفتى را كه خداوند در وجود كسى نهاده است چنان كه همان عيب در وجود توست و عيب جويى از ديگران عيب جويى و ايراد گرفتن از ساخته خداوند و نيز خداوند آن خالق بزرگ را نادرست و پر عيب دانسته كه از گناهان كبيره است بر آنكه از خداوند متعال عيب جويى كند ، و چنان شود كه حق و حقيقت را رد نموده و احكام را نپذيرد و خداوند تبارك و تعالى بر چنين كسى شفقت ننمايد و اوست كه دل شكسته گردد از كرده و رفتار خويش كه همان عيب جويى نموده از خداوند و بنده او كه در روز رستخيز يار و شفيع نخواهد داشت . پس : كسانى كه عيب ديگران و خويش را به صورت عيب جويى و نقص ايراد بيان دارند از آفريده خداوند عيب جويى مى كنند ، همانا كه از خداوند بزرگ هم ايراد گرفته و در ساخته‌اش عيب و نقصى مى يابند ، و مؤمن و پارسا عيب خدا داد را بيان نسازد چنان كه راهش بسوى خداست و هر قدمى كه بر مى دارد مورد پسند حق قرار گرفته و چنين كسى هرگز عيب جويى نمى نمايد .