هوى و هوس
آنان كه گرفتار هوى و هوسند * عقبا بنهاده خواهش دل برسند
مؤمن بود آنكه غلبه بر نفس نمود * دنيا بنهاده آن سرا كرده پسند
يا اسرى الرغبة اقصروا ، ( إلخ ) اى كسانى كه گرفتار هوى و هوس خويش گشتهايد ، باز ايستيد و پيرو هوى و هوى نفس نباشيد كه دندانهاى اندوه و معصيت مى ترساند آنهايى را كه دلبند بدنياى گشتهاند و تو اى مؤمن با راى خويش اصلاح نما كارها و خواستههاى نفس خود را و باز گردان خويش را از جرأت بر عادتهاى ناشايسته و هوى و هوس وجود خود كه ندامت و كفر و ستم بى دينى ببار آورد و خداوند چنين بندگان را دوست نمى دارد ، همانا بدنبال هوى دل بوده و گمراه گشتند و زمانى باخبر شدند كه عمر فنا گشته جوانى بباد رفته نيم روزى بيش نمانده است كه ندامت را سودى نيست ، پس : كسانى كه گرفتار هوى و هوس دل بوده و اسير خواستههاى نفس خويش شوند ، آن سراى را از ياد برده و فقط به دنيا و زيبايى دلفريب و هوس انگيز او مى نگرند ، و مؤمن و پارسا كسى است كه بر نفس خويش غلبه نمايد و دور گرداند هوى و هوس را از خويش و دنياى را مكانى گذشتنى بداند و آن سراى را هميشه به ياد داشته باشد و گرفتار هوى و هوس هاى خويش كه گمراه كننده است نگردد .