تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

همرنگ اجتماع

خواهى ز گزند كينه‌ها گم باشى * همكاسه خلق و هم تكلم باشى رسوائى و شر اگر نخواهى بايد * همرنگ به اجتماع و مردم باشى
مقاربة الناس فى اخلاقهم ( إلخ ) نزديك شويد بمردم و در اخلاقشان ، كه سپرى است از براى كينه‌هاى مردم و همرنگ جماعت شدن همانا در مردم زندگى كردن و دورى جستن از وحشى زيستن و خوى انسانى يافتن ، و آن كسى كه همرنگ جماعت شد ميداند بلاهاى وارده شان را و گزند مردمان را بر خويش و بپرهيزد از آن ساعت كه بر او است گزند مردم و چون در مردم نفوذ نمود از كينه‌هايشان بداند و كارى نكند كه بر او كينه‌توزى نمايند و آداب و خوى و كردارش نكو گردد و چنان شود كه دوره اجتماع شناسى ديده باشد كه سبب راى درست و هوش قوى گشته و مردم او را دوست بدارند و بر او روى آورند ، پس : آن كس از گزند كينه‌ها در امان است و آن كس خلق و خوى نيك يابد و از رسوايى و شر بدور گردد كه همرنگ اجتماع گشته و با مردم دمخور و همساز باشد و چنين كسانى مى توانند راه درست و حقيقت را يافته و نيكو گردند در نزد خلايق و خداوند نيز بر اثر راستى و رفتار نيك او را دوست بدارد .