غيبت
آن كس كه ز غيبت سخن آورد ميان * بيرحم و حسود و پست باشد بجهان
گويد بدروغ ناتوان هست و حقير * ورنه ز چه در قفا زند زخم زبان
الغيبة جهد العاجز ، ( إلخ ) غيبت نمودن از ديگران نشانه ناتوان بودن و عاجز از كوشش نمودن است كه غيبت گو سخن حق را در غيبت نگويد ، و سخن او در كذب و دروغ باشد و غيبت تنها حربهاى است كه شخص ناتوان در دست دارد و توسط آن آتش حسد خويش را خاموش مى نمايد و خداوند بر كسانى كه غيبت كنند عذابى سخت در آخرت خواهد ديد كه از بدترين و مشكل ترين عذابها بشمار آيد ، زيرا غيبت كننده حسود است و از حسد بخل و از بخل دشمنى و دروغ ببار آيد نيز تو اى خردمند از غيبت بپرهيز و از آن مكان كه جمعى بغيبت مشغولند خود را دور بساز كه شنونده نيز در آن غيبت شركت دارد و آنكه بشنيدن غيبت تن در دهد از عفران خداوند بى بهره گردد .
پس : آنان كه سخن گويند در غيبت ديگران ، بيرحم و حسود و خوار باشند چنان كه بيرحمى آنها دروغشان و حسادت آنها از ناتوانى و پستى و خوارى از حقارت آنها باشد و خردمند در قفاى كسى به زخم زبان زدن نمى نشيند و غيبت نمى كند زيرا از عواقب آن كه آتش دوزخ است بيم دارد .