علم
دانش به دو ره مشعلش افروخته شد * مطبوع و شنيدى چو آموخته شد
علمى كه پسنديده بود مطبوع است * مسموع ز شنيدن است و اندوخته شد
العلم علمان مطبوع ، مسموع ، ( إلخ ) علم و دانش دو نوع مى باشند ، علم طبيعتى و علم شنيدنى ، كه علم طبيعى همان علم آموخته و درك شده از تجارب بوده كه كمترين از آن برخوردارند و فقط از كردار عالم و دانا آشكار گردد ، و اما علم شنيدنى كه شنيده و يا روايت شده باشد نتوانند خواهان را به حقايق نزديك گردانيده مگر آنكه در مطالعه و يا شنيدن آن را سنجشى انجام داده و آن را با حقايق تطبيق نمود تا به علم مطبوع رسيد و از آن دانستنيها و مطالعه و يا شنيدن و در تكاپوى حقايق بودن خود را عالم و دانا گردانيد و خردمندان هميشه از علم مطبوع دارا بوده و حقايق را تجربه نمودهاند .
پس : دانش به دو طريق است كه مشعلش افروخته گردد ، يكى مطبوع ( طبيعى و تجربى ) و ديگرى مسموع ( شنيدنى و مطالعه ) كه علم طبيعى نيكو و پسنديدهتر باشد چنان كه آموزنده آن علم از تجربه خويش كمك خواسته و توانسته بحقايق آن با ديده باز پى ببرد و علم شنيدنى كه مفيد و خوب است اما خردمند آن كسى است كه علم شنيدنى خود را نيز چون علم طبيعى و تجربى نمايد و در اطراف آن آموخته بكاوش باشد تا با انديشه درست بتواند درست درك نمايد .