اندرز
پيروز همان كه پند و اندرز شنيد * بيچاره همان خوشهاى از پند نچيد
زنجير گرفتارى ز اندرز بريد * بشنو كه ترا دهد ره نيك نويد
ما اكثر العبر و اقل الاعتبار ، ( إلخ ) پندها بسيار و پذيرفتن و عبرت گرفتن اندك است ، چنان كه عدهاى از بزرگان و دانايان هر پندى كه را بسود آنهاست به گوش گيرند و عمل نمايند ، نيز بايد از روزگار هم پند شنيد و با ديده عقل خويش چون دو چشم دريابد و نيك تشخيص دهد تا در كارها پيروز گشته و در اعمال نيك موفق گردد ، و تو اى مؤمن و با خرد بدان آنهايى را كه پند نمى پذيرند و يا مى پذيرند و عمل نمى نمايند از زندگى باز مانده و سقوط است كسى را كه خود سرى انتخاب كند و پند پذيران دين راستين و خداى بزرگ را بشناسند چنان كه از روى پند شنيدن درك نمايند حقيقت را و راه است انتخاب كنند .
پس : آنان كه پند و اندرز شنيدند پيروز گشتند و بيچاره همان كسى است كه از پند و نصايح بزرگان و خردمندان خوشهاى به ارمغان نبرده و گمراه گشتند ، و بدان كه زنجير گرفتارى ها و سختى ها از شنيدن اندرز پاره مى گردد و خردمند آن است كه بشنود پندى از خردمندان و كليد راه پيروزى را بدست گرفته و بر چنين كسى كه خواهان خوشبختى است راه نيك و درست هويدا گردد .