بندگى
اى نزد خدا دست تمنا برده * در سختى بسوى او روى افسرده
آيا تو بطاعتش نشستى يكدم * مزدش ببرد آنكه عمل آورده
الداعى بلا عمل ، و كل ( إلخ ) خواهان و در خواست كننده بى عمل و بندگى همان تيراندازى است كه كمان او بدون زه باشد كه بيهوده است نشانه گيرى او ، و تو اى درخواست كننده از خداوند ، بايد كه عمل نيكو داشته باشى تا خداوند پاداش عمل نيك را به تو داده و موفق گردى و بدانكه خداوند بى طاعتان و گمراهان را نپذيرد و موفق نگرداند ، چنان كه وى اوامر الهى را نپذيرفت و آنچه خداوند بزرگ بر او واجب و ضرورى نموده عمل نكرده است و بدانكه چون خواستهاى از خداوند كنى در آن حال كه ايمانت بوده و خود بطاعتش نشستى خواستهات بر آورده گردد و خداوند پيروزت سازد .
پس : اى آنكه دست تمنا پيش خداوند دراز كرده و خواهان بدر خانهاش شدهاى و چون سختى ديده و پريشان بسويش مى روى و خواهان گشايش گره از كارت مى باشى آيا تو يكدم از واجبات كه بر - تو واجب گرديده اطاعت نمودهاى كه خواهان كرم از آن بزرگوار شدى و بدان آن كس مزد مى برد كه عمل نيك پيش خداوند برده است .