خودپسندى
آن كس كه دهد ز كف همى پيروزى * راكد شودش فرو فزونى روزى
چون خوى پليد خود پسندى دارد * بيهوده كند ز بهر خود دلسوزى
الاعجاب يمنع من الازدياد ، ( إلخ ) كسانى از افزونى باز مى مانند كه خود پسند باشند ، چنان كه خود پسند به خيال آنكه همه چيز و همه كس است و بر اوست مرتبهاى بسيار بلند ، باز مى ماند از رسيدن به منتهاى درجه خواستهاش و راكد ماند از زندگى زيرا بهترين را نخواسته و خود را از بهترين ميداند و چون آب باطلاقى شود كه عاقبت زيان آور و غير قابل استفاده باشد و نيز دوستان بر او نيايند چنان كه همه دوستان را از خود رانده است به همان دليل خودپسندى و خود خواهى ، و تو اى خردمند بدان كه خود پسند ديگران را كوچك خواهد شمرد و خوار داند همه را نزد خويش و كم كم از خدا بى خبر گردد و باز ماند از عبادت و ستايش خداوند بزرگ و آن سراى را نيز از دست بدهد .
پس : آنان كه پيروزى از دست دهند و باز مى مانند از مقام و افزونى و روزى خوى پليد و شيطانى خود پسندى دارند كه بيهوده و بى جا و بدون راى به خويشتن دلسوز بوده و خود را بزرگ پندارند كه از دوستان و ياران يكدل بازمانده و به خير بودن عاقبت را از دست بدهند .