گمان دوست
آنان كه گمان بر تو ز نيكى دارند * در شك نشوى كه بر تو صالح يارند
گر جلوه دهى بنادرستى ز ايشان * مردم ز تو شك كنند و هم بيزاند
من ظن بك خيرا فصدق ظنه ، ( إلخ ) كسى را كه بر تو از روى نيكى گمان برده است تصديق نما و در شك مشو و گمانش را نادرست مپندار ، چون مؤمنى كه بر تو گمان نيك برد و تو نادرست جلوه دهى بدان كه دل شكستهاى و ديگران بر تو گمان نيك نبرند و اين شايسته خوى نيك يك انسان واقعى نيست و تو اى مؤمن كه خود را از جوان مردان و پاكان مى دانى ، بدان كه دوستان يكرنگ و پاكدل را از خودخواهى راند و تنها و بى كس به خود نيز مضمون و مشكوك خواهى بود و سبب آن شود كه بيمار روانى گشته و بديوانگان شبيه شوى و خردمندان هميشه دوستانى كه بر آنها گمان نيك برند شك نكنند و جبران آنها را با محبت پاسخگو باشند .
پس : كسانى كه بر تو گمان از روى نيكى برند بدانكه خواهان تو مى باشند و در شك مشو و ترديد در گمانشان مكن و بنادرستى از ايشان جلوه نده تا خلايق از تو در شك نباشند و نگريزند و همه بر تو روى آورند و خواهان تو شوند كه سبب پيروزيت گردد .