فزونى روزى
بازش نتوان گرفت مرغى كه پريد * روزى چو رمندهايست هر دم برميد
شكر است كه دام و هم دانه رزق * گر كفر بنعمت شود آن دام بريد
احذروا نفار النعم ( إلخ ) از دور شدن نعمتها بترسيد كه اين رفته و گريخته را بازگشت نباشد و شايسته نيست كه گريختهاى را چون بازگشتش ميسر نيست كارى نمود كه بگريزد . تو اى خردمند كفران نعمت و ناسپاسى نكن و دور مساز از خويش اين رمنده را ، تا خداوند نعمت را از تو كم نگرداند و نگريزد نعمتها از كفران نعمت كه ديگر باز گشتش نيست و بدان كه خداوند تبارك و تعالى نعمات را بهر گونه از سلامتى و از مادى به بشر ارزانى داشته است كه شكرش واجب است و كفرش قهر الهى را ثمر دهد و پشيمانى و ندامت آن كسى كه كفران نعمت نمود ، بى سود و هيچ راه نجاتى نيست .
پس : نمى توان مرغى كه از قفس پريد باز گرفت و روزى هم چنان مرغ از قفس جسته را ماند و رمنده است كه مى رمد از كفر نعمت و شكر نعمت دام و دانه رزق مى باشد كه با كفر نعمت آن دام بريده خواهد شد و مرغ بخت از قفس خواهد پريد .