تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢

جور و ستم

باريست گران گرفته ظالم بر دوش * مملو ز گنه خسته در آتش بخروش كاى مردم روزگار گيريد به گوش * اين نار ستمگران نگردد خاموش
بئس الزاد الى المعاد ( إلخ ) بارى بس سنگين و مملو از گناه بر دوش كسى است كه ستم و ظلم بر بندگان خدا نموده باشد همانا اين گروه از جهان رخت بر بسته و بميرند نمى توانند آن بار سنگين را بدوش كشند و در روز حشر جواب عمل خويش دهند و در آن روز اجر جزاى عملش را يك در هزار هر آن بيند و چنان پاشيده تخمى از ظلم صدهزارش دور كنند كه بس مشكل است و رادمردان ستم پيشه نكنند و از عقوبت آن بترسند و هر آن به ياد روز جزا باشند كه مى دانند چه جزايى در پى ظالم و ستمكار مى باشد ، نيز تو اى مؤمن بر مردم روزگار ستم مكن و بدان كه خداوند ستمگران را دوست نمى دارد و عذابى سخت در آن سراى بر ستمگران روا دارد . پس : ستمگران بارى بسيار سنگين بر دوش گيرند كه پر از گناه و خسته در آتش دوزخ به فرياد و هياهو بانك بر آورند كه اى مردم روزگار ، اى آنهايى كه در جهان به زندگى موقتى پرداخته‌ايد از من به گوش باشيد و ستم نكنيد كه دين آتش جزاى ستمگرى خاموش نگردد .