عناء
: خضوع و ذلّت به رنج و مشقت دلالت دارد مواردى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء حق تعالى فرموده : « تعنوا الوجوه لعظمته و تجب القلوب من مخافته » خ 179 258 دلها در مقابل عظمتش خاضع است و قلوب از هيبتش مى لرزد .
« عانى » : رنج ديده و به سختى افتاده : « فمن اتاه الله مالا فليصل به القرابة . . . و ليفكّ به الاسير و العانى » خ 142 198 ، يعنى با آن اسير را آزاد كند و رنجديده راحت نمايد ، دربارهء دنيا فرموده : « اوّلها عناء و آخرها فناء » خ 82 اوّلش رنج و آخرش نابودى است
.
عنى
: قصد . و اراده :
« عنى بالقول كذا : اراده و قصده »
و نيز آمده :
« عنى الله به عناية : حفظه »
به معنى مشغول كردن و مهمّ دانستن نيز آمده است در فهميدن كلام خدا و رسول فرموده : « و قد كان يكون من رسول الله صلّى اللّه عليه و آله الكلام . . . فيسمعه من لا يعرف ما عنى الله به و لا ما عنى رسول الله » خ 210 327 يعنى كلام آن حضرت را مى شنيد كسى كه نمى دانست خدا چه قصد كرده و رسول چه قصد كرده است .
به امام مجتبى صلوات الله عليه مى نويسد : « فعنانى من امرك ما يعنينى من امر نفسى فكتبت اليك كتابى مستظهرا به » نامهء 31 391 يعنى مهمّ شد مرا از كار تو آنچه مهم مىشود از كار من ، لذا اين نامه را براى تو نوشتم و از آن كمك مى خواهم .
« معنّى » مقصود . جمع آن معانى است
.
عهد
: نگهدارى و مراعات پى در پى ،
راغب گويد : پيمان را از آن جهت عهد گويند كه مراعات آن لازم است
، پس اصل آن به معنى نگهدارى و مراعات است و اگر به معنى امر و توصيه و دستور آيد به علت لازم الحفظ بودن است موارد بسيارى از آن در « نهج » آمده است .
« تعاهدوا امر الصلاة و حافظوا عليها و استكثروا منها و تقرّبوا بها » خ 199 316 ، كار نمازگزاردن را مراعات كنيد ، و بر آن مواظبت نمائيد و آن را زياد بخوانيد و با آن به خدا تقرب جوئيد
. « عهد » به معنى زمان نيز آيد ، در وقت دفن حضرت فاطمه عليها سلام ، خطاب