3 50 فرموده : « و لا لفيتم دنياكم هذه ازهد عندى من عفطة عنز » و مى ديديد كه اين دنياى شما ( اين حكومت شما ) در نزد من از آب بينى بز مادهاى هم بى ارزشتر است .
به فرمانداران دربارهء نماز نوشت : « امّا بعد فصلّوا بالناس الظهر حتى تفيى ء الشمس من مربض العنز و صلوّابهم العصر و الشمس بيضاء حيّة فى عضو من النهار » نامهء 52 426 ، نماز ظهر را با مردم بخوانيد تا وقتى كه آفتاب به طرف مغرب برگردد و سايهء آن به اندازه ديوار آغل « بز » شود يعنى سايهء شاخص به اندازه خود شود ( كه وقت فضيلت ظهر است ) و نماز عصر را در وقتى بخوانيد كه آفتاب سفيد است و نمودار در بخشى از روز .
. .
عنف
: تندى و خشونت ، ضدّ مدارا
« العنف : ضدّ الرفق »
سه مورد از آن در « نهج » به كار رفته است ، در نامهايكه به اهل كوفه دربارهء برخورد طلحه و زبير در قتل عثمان نوشته فرمايد : « و كان طلحة و الزبير اهون سيرهما فيه الوجيف و ارفق حدائهما العنيف و كان من عائشة فيه فلتة غضب . . . » نامهء 1 363 طلحه و زبير آسانترين كارشان دربارهء عثمان تاختن بر او بود و آرامترين صدايشان تند و خشن بود و عائشه نيز به او غضب شديد داشت .
نقل است كه روزى عثمان بالاى منبر سخن مى گفت عايشه از پس پرده پيراهن و كفش رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را بيرون آورد و گفت هنوز كفش و لباس حضرت از بين نرفته كه تو دين او را عوض كردى هر دو به هم پرخاش كردند عائشه گفت نعثل ( تشبيه به يك يهودى كه اسمش نعثل بود ) را بكشيد به عاملان زكات و ماليات نوشته : « فلا تدخل عليها دخول متسلّط عليه و لا عنيف به . . . و لا توكّل بها الّا ناصحا شفيقا . . . غير معنف و لا مجحف » نامهء 25 381 به رمهاى داخل نشو ، مانند داخل شدن آدم چيره و نه مانند آدم اذيت و تندى كننده . . . شتر صدقه را كه گرفتى به آدم خيرخواه و مهربان بسپار كه تندى كننده و اذيّت دهنده نيست
.
عنق
: گردن .
در اقرب الموارد گويد : عنق محلّ اتصال سر به بدن است
، مذكر و مؤنث هر دو آيد ، مذكّر بودن اكثر است ، جمع آن اعناق مى باشد ، از تعهد و