و آله » خ 16 57 بدانيد كه امتحانتان از سر گرفته شد مانند روزيكه خداوند رسولش را بر انگيخت
. تعويد : عادت دادن به امام حسن عليه السلام مى نويسد : « عودّ نفسك التصبّر على المكروه و نعم الخلق التصبّر فى الحقّ » نامهء 31 393 .
« معاد » مصدر ميمى و اسم مكان است يعنى برگشتن و محلّ برگشت . « عائده و عائد » صله و احسان « معود » بر وزن معبد نيز اسم مكان است « و الحكم اللّه و المعود فى القيامة اليه » خ 162 231 « عود » خشب و چوب ، جمع آن اعواد است « عيد » را از آن جهت عيد گويند كه عود مىكند « عود » : شتر پير چنان كه در نامهء 25 آمده است .
عوذ
: پناه بردن :
« عاذبه : لجاء و اعتصم »
اعاذه : در پناه قرار دادن .
استعاذه : پناه بردن . « معاذ » مصدر ميمى است در حكمت 93 فرموده : « من استعاذ فليستعذ من مضلّات الفتن » هر كس به خدا پناه مى برد از فتنههاى گمراه كننده پناه ببرد
. عائذه : آهو و يا شتريكه و يا هر مادهايكه تازه بچهّ زائيده است ، جمع آن عوذ به ضم اوّل است درباره بيعت خويش فرموده : « فاقبلتم الىّ اقبال العوذ المطافيل على اولادها تقولون البيعة البيعة » خ 137 195 ، به من روى آورديد مانند ماده شتران تازه بچه زائيده كه به اطفال خود رو آورند ، مى گفتيد : بيعت بيعت ، چه تشبيه عجيبى و چه الفاظ شگفت آورى « مطافيل » طفل دارها .
عور
: ( بر وزن قول ) گرفتن و رفتن :
« عار الشى ء عورا : اخذه و ذهب »
« عور » بر وزن شرف رفتن نور يك چشم « اعور و عوراء » يك چشم « معاوره » : عاريه دادن ، از اين ماده مواردى در « نهج » آمده است « عورة » : هر چيزى كه آشكار شدن آن انسان را ناراحت مىكند در رابطه با الطاف خدا فرموده : « اعورتم له فستركم و تعرّضتم لاخذه فامهلكم » خ 188 278 يعنى عورات و عيوب خود را بر او ظاهر كرديد و او پردهپوشى فرمود : در معرض انتقام او قرار گرفتيد و او شما را مهلت داد .
در حكمت 9 در يك كلام عجيبى فرموده : « اذا اقبلت الدنيا على احد اعارته