تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
و واضح است كه نظام مالى اگر متّكى بر پايهء انفاق و توزيع مال باشد ، نه جمعآورى و روى هم انباشتن آن ، نه فقيرى بيچاره در اجتماع وجود پيدا خواهد كرد و نه توانگرى ولخرج و شادخوار . و هيچ كس نبايد گمان كند كه احاديث رسيده در اين خصوص ، يك يا دو يا سه تاست ، تا در سند يا دلالت آنها خدشه كند ، چه اين امر مهم و اساسى در قرآن و حديث هر دو آمده است ( چونان مسائل اساسى و موضوعات ديگرى كه در « الحياة » مطرح گشته است ) . و آيات قرآنى مربوط به اين موضوع چنان قاطع و جازم است كه ناگزير بايد به آنها گردن نهاد و بر وفق آنها عمل كرد . آيا براى پايمال كردن تكاثر و متكاثران ، برخوردى شديدتر از « سورهء تكاثر » و لحن كوبندهء آن هست : * ( « أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ ، حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ ، كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ، ) * « 1 » باليدن به بسيارى مال و فرزندان ، شما را به غفلت واداشت ، تا آنگاه كه به ديدار گورها رفتيد ( تا مردگان خود را بشمريد ) ، نه چنان است ( كه مىپنداريد ) ، همانا به زودى خواهيد دانست ، » . آيا براى ويران سازى پايگاههاى تموّل فراوان ( سرمايه دارى ) و اشرافيگرى ، تبليغى نيرومندتر از تصريح قرآن كريم به اين امر هست كه ، هدف از فرستادن پيامبران و نازل شدن كتابهاى آسمانى و ميزان الهى ، برپادارى قسط است در جامعه ؟ « 2 » و آيا براى طرد فاصله هاى كمرشكن معيشتى ، انگيزشى رساتر از اين
هامش
« 1 » « سورهء تكاثر » ( 102 ) : 1 - 3 . « 2 » « سورهء حديد » ( 57 ) : 25 .