دين ، علَّت و انگيزه هر چه باشد ، مسأله تفاوت پيدا نمىكند ، چه دين جمع آورى مال و انباشتن آن را به سختى طرد كرده است ؛ شيخ بزرگوار ، « احمد بن فهد حلَّى » گفته است : « دانستى كه بر كاسب و عائله دار واجب است كه در كسب درآمد و مصرفهاى خود ميانه روى را برگزيند ؛ و اين قاعده اى كلَّى است كه شرع به طور عموم به آن فرمان داده است » . « 1 » و شيخ ما ، « حاج ميرزا حسين نورى » - صاحب كتاب « مستدرك الوسائل » - بابى در اين كتاب زير اين عنوان : « جايز نبودن جمع آورى مال و انفاق نكردن از آن » آورده است . « 2 » پس بر اساس اين تعليمات زنده و بر حق ، انقلاب كردن و برآشفتن در برابر سلطه هاى مالى از مهمترين وظايف دينى محسوب مىشود ؛ و تكليف تنها در انقلاب كردن در برابر سلطه هاى سياسى منحصر نيست . پيامبر خدا موسى « ع » - در انقلاب معروف تاريخى خود ، چنان كه پيشتر اشاره شد - بر سر فرعون و هامان و قارون فرستاده شد ؛ و او به همان گونه كه به مبارزه با فرعون پرداخت به مبارزه با قارون نيز پرداخت ، و به همان گونه كه فرعون در دريا غرق و نابود شد ، قارون را نيز زمين در خود فرو برد و هلاك كرد .
انقلاب بزرگ اسلام نيز چنين بود . پيامبر ما ، حضرت محمّد « ص » ، به همان گونه كه براى كار زار كردن با كفر و بتپرستى قريش مبعوث شد ، به آن نيز مبعوث شد كه با اشرافيّت قريش و داراييهاى مشكوك و زندگى ستمگرانه و معيشت افراطى و فرهنگهاى سرمايه دارى خرافى و جاهلى قريش نيز درگير شود . « 3 »
هامش
« 1 » « عدّة الدّاعي » / 81 .
« 2 » « مستدرك الوسائل » 2 / 645 ؛ نيز « وسائل » 15 / 265 .
« 3 » بنا بر اين ، بر كسانى كه مىخواهند تاريخ اسلام را بپژوهند ، واجب است نخست تاريخ زندگى و سيرهء پيامبر اكرم « ص » را نيك بياموزند و فرا گيرند ، تاريخ و سيره اى سرشار از درگيريهاى بزرگ و كوبنده ، بر ضدّ طاغوتان و مستكبران مالى و سياسى .
مكّه مكرّمه - جاى فرود آمدن وحى آسمانى - به هنگام بعثت نبوى ، پايگاه طاغوتهاى ثروت و مال بود ، يعنى بازرگانان بزرگ و رباخواران و گنجوران . و نجات آور الهى « ص » با آنان همى نبرد كرد ، و گروهها و تجمّعهاى آنان را همى پراكنده ساخت ، و آيات فراگير و كوبندهء آسمانى را بر سرشان همى فرو خواند ، تا توده ها را از چنگ و دندان آنان - كه خون بيچارگان و تحقيرشدگان و فراموشگشتگان از آنها مىچكيد - رهايى بخشد .
و از آنجا كه سيره و عملكرد پيامبر اكرم - كه نمونه و اسوهء عملكرد مسلمانان است - بيقين چنين بوده است ، بر حكومتها و فقاهتها و جامعه هاى اسلامى فرض است كه بر طبق همان سيره و عملكرد - به صورتى قاطع - عمل كنند و هيچ از آن دور نيفتند ؛ تا دين خدا - معاذ اللَّه - بدان متّهم نگردد كه به سوى طاغوتيگرى اقتصادى گرايش دارد ، و داشتن ثروتهاى كلان و غناى تكاثرى را ( كه موجب محو قسط و پايمال شدن عدالت و ويرانى بنيانهاى دينى و درماندگى انسان و انسانيّت است ) مىپذيرد .