آب درياست كه هر چه شخص تشنه از آن بيشتر بياشامد تشنگى او افزونتر مىشود ، تا سرانجام تشنگى او را هلاك كند » . تعبير « ازداد عطشا تشنگى او افزونتر مىشود » ، در حديث ، دو اصل را به روشنى مىرساند :
1 - رشد نظام تكاثرى ، امرى طبيعى و ضرورى است براى آن .
2 - رشد تكاثرى ، عملى انتحارى است كه موجب نيستى نظام مىشود ( حتّى يقتله تا سرانجام او را هلاك كند ) . و اين معنى در قرآن كريم به صورت اصلى كلَّى چنين آمده است : * ( « وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ) * « 1 » خودتان را مكشيد » . « 2 » آگاهى و تفاوت مادّيگرى ماركسى بر اين اعتقاد است كه رشد نظام سرمايه دارى امرى جبرى است ، و موجب رشد تضاد در داخل اجتماع مىشود ، و اين امر به نابودى سرمايه دارى مىانجامد ، زيرا كه « بدبختى محرومان ، و شبكه هاى احتكار ، و رفتار زشت استعمار ، و گروههاى بيكاران » پيوسته افزايش پيدا مىكنند ؛ پس در اين مكتب اعتقاد بر آن است كه سرمايه دارى گور خود را حفر مىكند ؛ ليكن ميان اين گفته و آنچه از تعاليم اسلام نقل كرديم - و از قرآن و حديث به دست آورديم - تفاوت است ، چه تصوّر اسلامى در بارهء نفس موضوع ( نابودى نظام تكاثرى و تبدّل يافتن آن به دست خود ) ، به دلايلى ، با نگرشهاى ديگر متفاوت است ، اينك برخى از آن دلايل :
1 - اسلام به بيان اين موضوع و فهماندن آن به مردم از چهارده قرن پيش از اين اقدام كرده است .
2 - اسلام با بيانات جامع و تعبيرهاى فراگير خود در بارهء « تكاثر » و « اتراف » ، و ربط دادن موضوع با امورى مردمى و اخلاقى ، در اين مبارزه
هامش
« 1 » « سورهء نسا » : 29 .
« 2 » نيز فصل 2 ، از اين باب ( در همين جلد ) ، بند « ب » ، عنوان 2 .