تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
* ( ( . . . وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئِيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ ) * « 1 » ، ( 1 ) كسانى را كه ستم كردند ، به سبب آنكه گناه مىكردند ، به عذابى سخت گرفتار كرديم ، ) . ( 3 ) - طغيان و خروج از قانون توازن و ميانه روى ، كه بر موجوديّت فرد و هويّت جامعه حاكم است * ( ( حَتَّى إِذا أَخَذْنا مُتْرَفِيهِمْ بِالْعَذابِ إِذا هُمْ يَجْأَرُونَ ) * « 2 » ، ( 2 ) تا آنگاه كه نعمت پروردگار ايشان را به عذاب گرفتار كنيم ، و ناگاه همه به درگاه خدا زارى كنند ، ) . 5 - ابزار توليد و شرايط اقتصادى - در نظريّهء ماركسى - بر زندگى فردى و اجتماعى انسان مسلَّط است ، و انسان تنها آلتى است مطيع حركت جبرى جامعه كه تابع ابزار توليد است ؛ ليكن در تصوّر اسلامى ، انسان آزاد و متعهّد و مسئول است ، و اجتماع مكلَّف است و بر افراد آن لازم است كه - از راههاى شايسته و گوناگون - زمينه را آمادهء آن مىسازند كه مردمان قسط و عدالت را بر پاى دارند « 3 » ، مانند توزيع عادلانه ( و تعديل يافتهء ) مال و انفاق آن ، و پرداختن حقوق و واجبات مالى لازم فراوان ، رسمى و غير رسمى . به همين جهت مىنگريم كه قرآن كريم همگان را طرف خطاب قرار مىدهد و در دستورهاى خود مسئوليت را بر دوش همه مىنهد : « * ( أَنْفِقُوا ) * انفاق كنيد » ، « * ( لا تَطْغَوْا ) * طغيان و گردنكشى مكنيد » ، « * ( لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ) * خودهاتان را مكشيد » .
هامش
« 1 » « سورهء اعراف » : 165 . « 2 » « سورهء مؤمنون » ( 23 ) : 64 . « 3 » البتّه دين اسلام چنان نيست كه براى حركت در اين نقطهء حياتى مهم ، به پند دادن و موعظه كردن و شعار پراكندن بسنده كند ، يا به اين قانع گردد كه از اين همه اموال سرسامآور و درآمدهاى استثنايى ، كسانى مقدارى محدود بپردازند ، بلكه هدف عملى اسلام تعديل مالكيّت و تعديل مصرف است ، هر دو ، و بيرون آوردن اموال از انحصار شمارى چند . و اين همه بايد به بركت احكام اولى و ثانوى و حكومتى اسلامى انجام پذيرد ؛ با توجّه به اينكه اسلام « آهن فرود آمده » * ( ( وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ ) را نيز فراموش نمىكند ، و هر گاه در انقلابهاى دگرگونساز ( كه انقلاب جز دگرگونسازى نيست ) ، به اعمال نيروى سركوبگر ، در بارهء متكاثران و مستكبران نياز افتد ، به كارگيرى آن را لازم مىشمارد ؛ و اين نياز هماره حس مىشود ، و حس مىشود
الحياة ( فارسي ) — صفحة 572 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام