تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 555

مساهمون:

ص٥٥٥
گذارند . و گروهى از اغنياى بزرگ و بلند پايه نيز ، بر اساس روابطى كه با وجوه جامعه دارند ، و هزينه هايى كه مىپردازند ، خود را داراى موقعيّتى مقدّس - و دور از دسترس انتقاد - وامىنمايند . و اين چگونگى از زيانبارترين گونه هاى استثمار است ، چون به طبقات ضعيف و زحمتكش چنين القا مىكند ، كه به انجام دادن وظيفه اى الهى مشغولند ، و براى اشخاصى مقدّس كار مىكنند و زحمت مىكشند . و اين پندار هر نهضت و تمرّدى را در حوزهء مستضعفان و هر حركتى را كه ممكن است سبب رهايى ايشان از اين شرايط پايمالكننده شود ، از كار مىاندازد . از سويى ديگر ممكن است كه انديشهء زيانبار ديگرى بر وجود برخى از آنان مستولى گردد ، كه دين قدرت نجات دادن آنان را ندارد ، چنان كه از سخنانى كه حضرت حجّت بن الحسن المهدى - عليه السّلام - به علىّ بن مهزيار اهوازى ، در بارهء سرمايه دارى و سرمايه داران و ضعيفان و بيچارگان فرمودند ، چنين استنباط مىشود . « 1 » و آنچه سبب استمرار پيدا كردن ستم ستمگران مستكبر و مكيدن خون محرومان به توسّط ايشان شده است ، شكل رفتارى آنان است ، كه بايد در جاى خود مورد پژوهش قرار گيرد . تعاليم دينى هشدار داده است كه وجوه جامعه از متكاثران دورى جويند و از آميزش با ايشان و پذيرفتن هزينه از آنان خوددارى كنند ، و قرآن كريم با آوردن داستانهايى از توانگران گذشته ، نشان داده است كه سيرهء انبيا « ع » و اوصيا « ع » چيز ديگرى بوده است . « 2 » بسيار بيداركننده است كه پس از اطَّلاع از سخنان دانشمندى معاصر ، كه از زندگى انسان اين زمان آگاه است ، و معاصر بودن را درك مىكند ، و نداى قرآن را در « حركت كردن از موضع دفاع از مستضعفان و دور شدن از همهء موقعيّتها و امكانات مترفان » لبّيك مىگويد ، به سخنان
هامش
« 1 » « غاية المرام » ، سيّد هاشم بحرانى / 779 ( قطع بزرگ ) ؛ نيز جلد ششم ، بخش پايانى ، تنبيهات پنجاهگانه ، تنبيه 4 . « 2 » فصل 22 ، از اين باب ( جلد چهارم ) .