دانشمندى زاهد گوش فرا داريم كه چند قرن پيشتر از ما زندگى مىكرده است ( تا به خوبى اين واقعيّت را لمس كنيم كه « بريدن از ثروتمندان » كار واجبى است كه هيچ مبلَّغ يا عالم يا مرجع يا مصلح يا انقلابى نمىتواند - بدون اقدام عملى در بارهء آن به شكلى فراگير و با صراحت - به هيچ اصلاح يا انقلابى دگرگونساز دست يابد ) ، و آن سخن ، از شيخ بزرگوار زاهد ، ابو محمّد ، حسن بن ابو الحسن ديلمى ، از عالمان قرن هفتم است :
« بدان كه احياى دين خدا ، و اعلاى آيين او ، و اطاعت از او امر پيامبران و شرايع ، و يارى كردن آنان و ترويج دعوتهاى ايشان - از آدم ابو البشر گرفته تا زمان پيامبر ما محمّد « ص » - تحقّق نيافته است مگر به پايمردى اهل فقر و مسكنت . آيا نشنيده اى كه خدا در كتاب عظيم خود ، به زبان پيامبر بزرگوارش در اين باره چه گفته است ؟ خداوند اين مطلب را خوب روشن كرده است ، كه كسانى كه در صدد انكار شرايع و اديان الهى برآمدهاند ، توانگران شادخوار و اشراف متكبّر بودهاند . . . » . « 1 » اشاره در تكميل سخن صاحب « ارشاد القلوب » بايد افزود : بسيار مىشود كه در زمانها و جوها و شرايطى و با زمينه هاى تربيتى متفاوت ، كسانى بهم رسند كه معتقد باشند و اهل انكار اعتقادى نباشند ، ليكن به دليل علايق تكاثرى و خصلت سرمايه دارى و حبّ مال و قدرت و امثال آن ، زير بار اجراى قسط ، و توازن اموال و داراييها ، و توزيع عادلانهء امكانات معيشتى نروند ، و زمينه هاى تحقق قسط و عدل را - در فرايندهاى گوناگون - از ميان ببرند .
هامش
« 1 » « ارشاد القلوب » / 223 - 224 ؛ نيز فصل 22 ، از اين باب ( جلد چهارم ) ، و فصل 50 ، از اين باب ( جلد پنجم ) .