آگاهى بر ما - با نهايت وجوب - لازم است كه از اين واقعيّت غافل نمانيم كه اوضاع موجود در جامعه هاى تكاثرى ، با آنچه در سخنان بالا در بارهء جامعه هاى جاهليّت آمده است ، تفاوت چندانى ندارد - هر چند از لحاظ نام و شكل متفاوت باشد - زيرا تعاليم قرآن و اخلاق قرآن و احكام و مسائل انسانى قرآن ، در محيط زندگى توانگران و شادخواران چندان نفوذى نكرده است و اين جوامع - اغلب - صبغهء اسلامى پيدا نكردهاند .
اگر مسألهء استضعاف و مستضعفان را در اين جامعه ها مورد ملاحظه قرار دهيم و از اوضاع و احوال محرومان و له شدگان آگاه شويم ، و در برخوردها و رفتارهاى گوناگونى كه بيشتر ثروتمندان نيرومند با مستضعفان روا مىدارند نيك بينديشيم ، مىبينيم كه وضع بر همان گونه است كه در سخنان مربوط به مردمان دوران جاهليّت و به دور از تعليمات فرستادگان آسمانى - كه از يكى از فقيهان آورديم - ذكر آن گذشت .
و اين از آنرو است كه در جامعه هاى تكاثرى نيز ، اين باور طاغوتى در ذهن توانگران و قدرتمندان اقتصادى وجود دارد ، كه ناتوانان و فقيران حقّ تعيين سرنوشت خود را ندارند . . . مگر از راهى كه ايشان ، در امور ايمان و زندگى و سرنوشت ، براى آنان تعيين كنند و پيش پايشان
الحياة ( فارسي ) — صفحة 554
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٥٥٤