نگاهى به سراسر فصل
شايد فصلهاى گذشته تاكنون - با آيات و احاديث مندرج در آنها - توانسته باشد كه كالبد نظام تكاثرى اترافى را تشريح كند . « 1 » البتّه فرهنگ اقتصادى اسلام ، به خودى خود ، اين كالبد را تشريح مىكند ، و از پيامدهاى سرطانى آن ، كه كشندهء فرد و ويرانكنندهء اجتماع است پرده برمىدارد ، و تأثيرگذاريهاى شوم آن را بر عقل و فطرت و قلب و وجدان و اخلاق و دين و فرهنگ و هنر و حكومت و سياست و مديريّت و قانونگذارى و دادگسترى و دفاع ، و همچنين بر موجوديّت انسان و شخصيّت اجتماع ، بدرستى روشن مىسازد .
آشكار است كه استضعاف و استكبار ملازم يك ديگرند و - جز در مواردى خاص - هيچ مردمى مستضعف نمىشوند مگر بوسيلهء مستكبران خود ، اگر چه به اين صورت كه مستكبران خودى آن ملَّت با مستكبران بيگانه منافع مشترك داشته باشند ، و در راه سودپرستى و افزونخواهى - خواسته يا نخواسته - با آنان همكارى كنند . نيز آشكار است كه « استكبار اقتصادى » زمينه را براى « استكبار اخلاقى » و نفسى آماده مىسازد ، چنان كه فقر و استضعاف زمينه را براى استضعاف فكرى و اخلاقى . در فصل گذشته - در ضمن سخن گفتن از ارتباط تكاثر و استثمار - به اين نكته اشاره كرديم كه استثمارگران به وسايلى متشبّث مىشوند كه آنان را به هدفهايشان برساند ، و استضعاف خود يكى از اين گونه وسايل است ؛ از اين رو مردم را به استضعاف مىكشند ، و
هامش
« 1 » در همهء 15 فصلى كه در بارهء مبارزه فراگستر اسلام با « نظام تكاثرى اترافى » آوردهايم ( 8 فصل در نيمهء دوم اين جلد و 7 فصل ديگر در آغاز جلد چهارم ) ، در بارهء تشريح كالبد نظام ياد شده سخنانى گفتهايم ، اگر چه پس از خود آيات و احاديث ذكر شده در اين فصلها ، و تعدّد آنها ، و صراحت و قاطعيّت آنها ، و تأكيد و تأييد مضامين آنها بوسيلهء يك ديگر ، و دقّت خوانندگان در فهم آنها ، ديگر نيازى به هيچ سخنى نيست . و آنچه ما گفتهايم نيز برگرفته است از قرآن كريم و احاديث شريف ، چنان كه روش كتاب « الحياة » همين است ، و جوهر و لبّ آن جز همين تعاليم - با دريافتى جامع و مرتبط و محور يافته - چيزى نيست .