ألسنتهم ، استراقا لعقولكم ، و دخولا في عيونكم ، و نفثا في أسماعكم ، فجعلكم مرمى نبله ، و موطئ قدمه ، و مأخذ يده . فاعتبروا بما أصاب الأمم المستكبرين من قبلكم ، من بأس الله و صولاته ، و وقائعه و مثلاته . . .
و استعيذوا با لله من لواقح الكبر ، كما تستعيذون [ به ] من طوارق الدّهر . . . « 1 » امام على « ع » : آگاه باشيد ! و بپرهيزيد ، بپرهيزيد ، از اطاعت سران و سروران خود ، آنان كه به گوهر خود بزرگى فروختند ، و نسب خود را برتر نهادند . . .
اينان شالوده هاى بنيادين گروهگرايى ( و تعصّبهاى دوران جاهليّت ) اند ، و ستونهاى استوار فتنه . . . و اينان ريشه هاى گناهند و دست در آغوشان معصيت ؛ شيطان آنان را مركب گمراهى ساخته ، و سپاهى براى تهاجم به مردمان قرار داده است ، و ترجمانانى كه سخن خود با زبان آنان گويد ( و اين گونه سران و توانگران و گفتار و رفتارشان را وسيله مىسازد ) تا عقل شما را بدزدد ، و در چشمان شما درآيد ( و ديد شما را شيطانى كند تا همواره به خواسته هاى دنيا چشم بدوزيد ) ، و در گوشهاى شما بدمد ( و سخنان باطل گويد ) ؛ شيطان اين گونه شما را آماج تيرهاى ( مسموم و گمراهگر ) خويش قرار داده است ، و گامخوار ساخته ، و دستخوش خويش كرده است . پس ( اكنون كه دانستيد كه شيطان چگونه شما را بوسيلهء سران و سروران دنيوى گمراه مىكند ، و با پيروى و تقليد آنان به مغاك هلاك در مىافكند ) ، از كيفر الهى كه به مستكبران پيشين رسيد ، و فشارها و روزهايى سهمگين و عقوبتهايى سنگين كه ديدند ، عبرت گيريد ، و از وسوسه هاى كبر و غرور ( كه بلايى بزرگ است ) به خدا پناه ببريد ، چنان كه از شبيخون روزگار به خدا پناه مىبريد . . .
هامش
« 1 » « نهج البلاغه » / 785 - 786 ؛ « عبده » 2 / 166 - 167 .