بنگريد ! در مقاله اى كه يكى از عالمان دينى « 1 » در بارهء « مستضعفان در قرآن » و طرفدارى كتاب آسمانى از آنان نوشته ، مطلبى آمده است كه موضوع اين فصل ( يعنى كوشش سازماندار مستكبران و طاغوتان اقتصادى براى چيرگى بر ستمكشان اقتصادى و فرهنگى ، و نگاه داشتن آنان در حضيض خوارى و بردگى ) را روشنتر مىكند ؛ از اين رو بخشهايى از آن مطلب را در اينجا نقل مىكنيم :
« قرآن كريم در بارهء مستضعفان - در ضمن اشاره به فشار بيچاره كننده اى كه طاغيان و مستكبران بر گروههاى ضعيف وارد مىآورند - سخن گفته است ، گروههايى كه فاقد هر گونه وسايل مادى - يعنى وسايل فعّال مقاومت - هستند ؛ اين است كه تسليم مىشوند و به هر چه مستكبران خواسته باشند ، در بارهء مسائل اعتقادى و شئون زندگى ، بىچون و چرا گردن مىنهند ، بلكه موضوع در نظر فرودستان ، بتمامى - با تغذيهء فكريى كه مىشوند - اين مىشود كه اين ، طرز فكر سران قدرتمند است پس ما نيز بايد همين طرز فكر را داشته باشيم ؛ و اين ، دين و آيين آنان است پس ما نيز بايد به همين راه برويم ؛ و اين ، خواست و ميل آنان است پس بايد آن را عملى كنيم .
« موضوع - درست - موضوع قدرتمندى و ضعيفى است ، آن هم به هنگامى كه اين هر دو ، از موضع بهره كشى و سيطره جويى - و به دور از مبادى اساسى حاكم بر « سلوك انسانى » - وارد جريان زندگى مىشوند . و قدرت ، روش را در روابط عمومى و خصوصى ، و در طبيعت ارتباط كارى ، تعيين مىكند ، ارتباطى كه حركت زندگى را به حركت قدرتمندان تفسير مىنمايد ، و ضعيفان را جز پژواك بيچاره و ناچيزى نمىداند كه همه چيز خود را از قدرتمندان الهام مىگيرند ، و جز با اراده اى پايمال و مقهور ارادهء طاغيان حركتى نمىكنند . و البته در برابر چنين وضعى ، همهء نيروهاى حياتيى كه دارند ، و همهء فعّاليّتهاى وسيعى كه
هامش
« 1 » يعنى علَّامه ، سيّد محمّد حسين فضل اللَّه لبنانى .