مگر در جايى كه دليل عقليى بديهى يا مفهوم شرعيى قطعى - كه هر دو حجّتند - ما را از پيمودن اين راه باز داشته باشد ؛ و ليكن بايد دانست كه عرضه كردن حديث بر قرآن - بنا بر آنچه ائمّهء طاهرين « ع » - فرمان دادهاند ، مقياسى است استوار ؛ و مطابق بودن محتواى حديثى با منظور قرآنى بزرگترين دليل است بر صحّت آن . « 1 » 21 - گاه گاه ، پاره اى از آيات و احاديث ، چند بار - در جاهاى مختلف - آورده مىشود . اين كار به منظور استفاده از بعدهاى گوناگون محتواى آيات و احاديث و بهره گيرى از آموزشهاى متنوّع و ژرف و چند جانبهء آنها انجام مىيابد ؛ بنا بر اين تكرار به معناى متعارف آن نيست . و ما با همين ياد آورى خوانندگان را ترغيب
هامش
« 1 » طريقهء علمى و مهمّ ديگرى براى شناخت صدور و صحّت حديث و اعتبار يا عدم اعتبار آن - و بويژه فهم معانى و مرادات احاديث - نيز وجود دارد ، يعنى روشى كه - از جمله - عالم قرآنى بزرگ ، محقّق مؤسّس ، حضرت ميرزا مهدى اصفهانى ( م : 1365 ق ) ، استاد استاد ما ، شيخ مجتبى قزوينى خراسانى - كه روح هر دو در انوار قدّوسى مستغرق باد - آن را مورد تأكيد قرار داده است ، و در كتاب « المواهب السّنيّة » ( في بيان المعاريض و التّورية ) ، در بارهء خصوصيّات آن - دقيق و مستند - سخن گفته است . و سخن برخى از تأويلگرايان بيراهه رو - از جمله شيخيّه - را رد كرده است .