تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
نيست ، پس در زندگى و در تندرستى و رسيدن روزى ، و همچنين در نيروها و تواناييهاى خويش نيازمند است ( يعنى فقير بالذّات است و از خود مالك هيچ چيز نيست ) ، و خداى متعال غنىّ بالذّات است ، و در صفات و افعال خويش نيز غنى است ، و آفرينندهء همه چيز است ( انسان و جز انسان ) ، و هيچ جنبنده اى در زمين نيست مگر اينكه عنانش به دست قدرت او است و روزى و بقايش در دست او . پس فقر و نيازمندى انسان از امور ذاتى او است مانند فقر او در اصل هستى . و اين همان فقر « موجود » است به آفرينندهء « وجود » ، و نيازمندى « ناقص » است به « كامل » و « كمال » . « 1 » و اين فقر ذاتى مسلَّط بر ذات آدمى و صفات و افعال او ، به هيچ وجه - به صورتى كلَّى و ذاتى - از ميان نمىرود ، بلكه با توجّه به خدا و ارتباطيابى عميق با خدا - كه غنىّ بالذات و غنا بخش غير است - به بىنيازى غيرى ( يعنى بىنيازى بالغير نه بالذّات ) تبديل مىشود . پس انسان - هر چند غوطه ور در درياى مال باشد - به ذات خود فقير است ، و هيچ بىنيازيى ندارد جز به خواست خدا و رو آوردن به او و طلب بخششهاى او . و اين گونه غنا ( غناى روحى ) ، با بريدن قلبى از همه چيز و پيوستن به او و پرداختن به ذكر و فكر و اعمال صالح به دست مىآيد . و هر چه اين بريدن از ديگران و پيوستن به خداوند و بىنيازى جستن بوسيلهء او فزونتر شود ، غناى روحى انسان نيز افزايش پيدا مىكند . و اين غنا همواره ماندگار و جاودانى است ، و به همين جهت امام على بن ابى طالب « ع » مىفرمايد : « بىنيازى از راه توجّه به خدا بزرگترين بىنيازى است ، و بىنيازى با توجّه به غير خدا بزرگترين فقر و بدبختى » . « 2 »
هامش
« 1 » نيز اين سخن امام صادق « ع » ملاحظه شود : « إنّ اللَّه - عزّ و جلّ - و رسوله غنيّان عنكم و عن أعمالكم ، و أنتم الفقراء إلى اللَّه ؛ و إنّما أراد اللَّه - عزّ و جلّ - بلطفه سببا يدخلكم الجنّة خداى بزرگ و پيامبر او از شما و اعمال شما بىنيازند ، و شمايان نيازمند درگاه خداونديد . و فقط اين بود كه خداوند بزرگ ( كه پيامبران را فرستاد و دين و احكام دين را به شما رسانيد ) ، خواست از راه لطف خود سببى فراهم آورد تا شما را به بهشت ببرد » . ( « ارشاد القلوب » ، باب 46 ، نيز آغاز خطبهء متّقين ، در « نهج البلاغه » ، و نامهء حضرت امام حسن عسكرى « ع » ، به اسحاق بن اسماعيل نيشابورى ، در « تحف العقول » / 360 ) . « 2 » « غرر الحكم » / 42 .