نگاهى به سراسر فصل
1 - پيريزى ارزشهاى نمونه . . .
: نظام ارزشى در اسلام مبتنى بر مقياسهاى مذهبى و تصوّر ( جهان نگرى ) دينى است . و اين دين به چيزى جز اين مقياسها و ارزشها - كه ريشه در فطرت اصيل آدمى دارند - توجّهى ندارد . بنا بر اين ، راهنمايان « صراط مستقيم » و پويندگان متعهّد اين راه ، مال را جز ابزارى براى تأمين يك زندگى مقتصدانه و متواضع نمىبينند ، و آن را وسيلهء تثبيت هيچ ارزشى - از آن ارزشهاى كاذب و منفى كه مالداران و شادخواران آنها را ارزش مىدانند - به شمار نمىآورند .
بنا بر اين معيار در ارزيابى ، كرامت و شرافت آدمى وابسته به بىنيازى مالى و ريخت و پاش اترافى و افراطى نخواهد بود ، بلكه خود بىنيازى نيز - در اين ارزيابى - به مال فراوان داشتن ، و به گنجسازى از سيم و زر و ذخيره كردن درهم و دينار ( يا هر نقد رايج ديگر ) و بيرون آوردن آنها از دست مردمان نيست ؛ بلكه غنا و بىنيازى آن است كه از توجّه به خداى متعالى - كه احسان او فراگير است - به دست آيد ، و از دانستن قرآن و عمل كردن به آن ، و از عقل و علم و يقين ، و از عبادت خداوند آفريدگار نعمتبخش رحيم ، و از تقوادارى * ( إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ ) * « 1 » گرامىترين شما در نزد خدا كسى است كه پرهيزگارتر باشد ) ، و از زبان ذاكر و قلب شاكر . . . و از بىنيازى روحى و نظاير اينها ، از آن گونه چيزها كه آدمى و زندگى او را به اوج هستى و به فضاى متعالى مردم معنوى عروج مىدهد .
( 1 ) - بىنياز گشتن با توجّه به خداى متعال : انسان در ذات خود « ممكن » است ، و در آنچه به هستى و نيازمنديهاى او مربوط مىشود فقير است ، و مالك سود و زيان و زيستن و مردن و از گور برخاستن خود
هامش
« 1 » « سورهء حجرات » ( 49 ) : 13 .