تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
نشمارد ؟ و چون چنين نباشد و خدا نسبت به مردم ستم روا ندارد ، پس او مردمان را آفريده است و روزيشان را ضمانت كرده و امكانات معيشت را براى همه قرار داده است ؛ و اكنون اين كدام كسانند كه به مسكينان و بيچارگان و برهنگان و گرسنگان ستم روا مىدارند ؟ خداوند متعال به اين پرسش پاسخ مىدهد : * ( وَلكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ) * ( 1 ) مردمان خود به يك ديگر ستم روا مىدارند » . و احاديث متعدّدى كه در آنها بروشنى گفته شده است كه فقر فقيران و نيازمندى ايشان به سبب گناه ثروتمندان است ، و اينكه ثروتمندان زاد و توشهء فقيران را مىدزدند ، نيز بر اين دلالت دارد كه ظلم از خود مردم به مردم است ، از جمعى از مردم بر ديگران . و براى هر دين و مذهب و مكتبى هيچ چيز زيانبارتر و آسيبرسانتر از آن نيست كه پيروان آن بعضى از آموزشها و احكامش را بپذيرند و بعضى ديگر را پشت سر بگذارند و به آنها عمل نكنند .

4 - هلاكشدگان

: تكاثر و اتراف دو عامل هلاك و بدبختى آدمى است . و توانگران مترف هالكند و مهلك ، هلاكشونده و هلاككننده ، كه كشت و نسل را به تباهى مىكشند ، و اجتماع را به حضيض بردگى اقتصادى و پوسيدگى و خوارى و عقب ماندگى مىكشانند . براى آنكه اين حقيقت اجتماعى را بهتر ببينيم ، در اينجا به هشت مسأله اشاره مىكنيم كه از آثار حتمى زندگى تكاثرى و شادخوارگى است : مسألهء نخست : تكاثر و اتراف حالتى در نفس آدمى پديد مىآورند كه تباهى عقل و دل و دين را به دنبال دارد . در فصل شانزدهم ، از اين باب ، در اين باره سخن گفته خواهد شد . « 1 » مسألهء دوم : تكاثر در مالك شدن ، و اتراف در مصرف كردن ، سبب مرگ عواطف انسانى مىشوند و رعايت فضيلت و اخلاق را از ميان مىبرند . مسألهء سوم : تكاثر و اتراف سبب پيدايش و رشد كيفيّات اخلاقى پست مىشوند ، و براى انسان يك شخصيّت موهوم متكبّر و بىملاحظه
هامش
« 1 » ( جلد چهارم ) .