مگيريد و آنان را كوچك و حقير مسازيد » . و در حديث نبوى آمده است : « و لا سخرة على مسلم - يعنى الأجير « 1 » هيچ گونه بيگارىگيرى از كارگر مسلمان جايز نيست » . و يكى از چيزهايى كه به اسارت و باركشى و بيگارىدهى مىانجامد ، نيازمندى و نادارى است . خود نيازمندى در واقع گونه اى از اسارت است ، چنان كه امام على « ع » فرموده است : « احتج إلى من شئت تكن أسيره « 2 » به هر كس مىخواهى نياز پيدا كن تا اسير او شوى » . و اسلام مردمان را به هميارى اجتماعى خوانده است و به عدل و احسان از آن جهت فرمان داده است تا اين اوضاع و احوال فلاكت بار و سلطه هاى نامشروع را از سر راه ايشان در زندگى بردارد .
دين اسلام دين انحصارطلبى نيست « 3 » ، بلكه دين برادرى و قسط و عدل و احسان و مواسات و مساوات است « 4 » . و به خوبى آشكار است كه سلطهء اقتصادى ، در همهء اشكال آن ، متناقض با برادرى و قسط و عدل و احسان و مواسات و مساوات است ، بنا بر اين از اسلام نيست .
و آنچه نبايد از ياد آورى آن غافل بمانيم - هر چند به تكرار باشد تا در جانها و ذهنها جايگزين شود - اين است كه طرد طغيان سياسى بدون طرد طغيان اقتصادى حركتى است كه هيچ فايده اى ندارد . مطالبى در فصل پنجاهم همين باب « 5 » ، زير عنوان « اصلاح اجتماعى ، بريدن و دفاع » آمده است ، كه با پژوهشهاى اين فصل مناسبت تمام دارد . و مقصود ما از آن فصل بيان اين مطلب است كه حركتهاى تغييرى و جهتگيريهاى اصلاحى ، براى رفع ستمگرى و تعدّى و دفاع از مستضعفان و محرومان و بازگرداندن حقوق و حيثيّت آنان ، جز از طريق مبارزهء با طاغوتان سياسى و اقتصادى - با هم - و قطع رابطه كردن با آنها ميسّر نمىشود . و
هامش
« 1 » « وسائل » 13 / 216 .
« 2 » « بحار » 103 / 20 ، از كتاب « كنز الفوائد » .
« 3 » « نهج البلاغه » / 147 ؛ « عبده » 1 / 102 - و 1025 ؛ « عبده » 3 / 115 - و 1031 ؛ « عبده » 3 / 120 - و 1072 ؛ « عبده » 3 / 144 .
« 4 » فصلهاى 45 و 46 و 47 ، از اين باب ( جلد پنجم ) ، و فصلهاى 46 و 47 و 48 ، از باب 12 ( جلد ششم ) .
« 5 » ( جلد پنجم ) .